عشـــــــق و جنــــــــون
عـکسهای بی نظیر وجذاب
ما تا کی ؟ باید تا کی این نقشا رو بازی کنم ؟
حالا که راضین همه ، باید تو رو راضی کنم ؟
راستی عجب دنیایه ، کاراش غریبو وارونس
دیوونه کم بود ، خودشم از همه بیشتر دیوونه اس
ببین گلم ، بهشت من ، طاقت شونه هام کمه
عین یاس همسایمون ، شاخه آرزوم خمه
زخم زبون آدما هر ثانیه زیاد تره
همش می گن کجاس ؟ چی شد ؟ تو رو نمی خواد ببره
مادر بزرگ می گفت برو طالعتو یه جا ببین
منم آوردم عکستو ، گفتم تو فالم اینه ، این
همه بهم می خندیدن ، تو هم بودی می خندیدی ؟
کاش خودتو به جای من می ذاشتی و می فهمیدی ...
نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:شعر,شعر عاشقونه,شعر کوتاه,شعر های زیبا,شعر های عاشقونه,شعر انتظار,شعر های غمناک,غمگین,شعر غمگین,شعر انتظار تا کی؟؟؟,انتظار تا کی؟؟؟, ساعت
22:21بدست مینا| 14 دل نوشته |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 12 صفحه بعد
Design By : ashkii341 |